Home»گروه جهادی عاشورا»خاطرات جهادی»دلنوشته های جهادی – روستای ناو بخش اسالم – بهار94

دلنوشته های جهادی – روستای ناو بخش اسالم – بهار94

0
Shares
Pinterest Google+

یکی از بهانه ها برای این اردو، خانواده ایست، اهل تسنن، در روستای دریابُن بخش اسالم.

خانواده پر جمعیت با 7 بچه، که در یک کَپر زندگی می کردند، جایی که شاید عده ای از اهالی روستا برای حیوانات خودشان استفاده نمی کنند.

بچه هایی که فرش ندارند و روی خاک زندگی می کنند، روی خاک غذا می خورند، روی خاک می خوابند و از کمترین امکانات زندگی بهره ای نبرده اند، کودکانی که به خاطر آلودگی های فراوان دائما مریض می شوند.

کودکانی که گناهی ندارند، و محروم واقعی هستند، امکانات اولیه زندگی یعنی خوراک و پوشاک و مسن حداقلی زندگی که این خانواده از آن محروم اند، چرا که هنوز گوش برخی نمی شنود.

عاشوراییان وقتی با این صحنه ها و واقعیت ها مواجه شدند، طاقت نیاوردند، و اکنون اینجایند تا کمی به این خانواده اهل سنت، کمک کنند.

بچه شیعه غیرت دارد، نمی تواند ببیند که به زور خلخال از پای کسی بیرون بیاورند، نمی تواند زجر کشیدن کودکی را ببیند که هیچ سرپناهی ندارد، و روزی هزار بار از خدا می خواهد که کاش زنده نباشد و زودتر از این دنیای فانی برود و راحت شود.

اهل سنت این روستاها شافعی مذهب اند و بسیار محب اهل بیت، و بر اعتقادات دینی خود استواراند، ما واقعا در اینجا با اینها برادریم، با اهالی روستا غذا می خوریم، و بر سر یک سفره می نشینیم، با هم کار می کنیم، پشت سر روحانی سید ما نماز می خوانند،به هم احترام می گذاریم.

در روستای دریابُن در حال ساخت یک سوئیت برای این خانواده فوق محروم هستیم، تا شاید کمی به ما و این انقلاب امیدوارتر شوند، هرچند که هیچگاه دَم از مسئولین نزده اند، و شاید چشمشان حتی به جمال مسئولین روشن نشده است، و اگر قلبی واقعا محرومیت اهالی این روستاها را درک کند، شاید هیچگاه آرام نگیرد تا محرومین را به آسایش برساند.