Home»کانون نخبگان آفتاب نهان»پیشنهاد مطالعه»دوست دارم کتاب بخورم(!) (ایده هایی برای تشویق کتابخوانی)

دوست دارم کتاب بخورم(!) (ایده هایی برای تشویق کتابخوانی)

0
Shares
Pinterest Google+

بی مقدمه و فوت وقت این چند ایده نتراشیده و نخراشیده را تقدیم می نماییم:

یک: سخنرانی های ترویجی
سخنرانی های ۲۰ دقیقه ای با موضوع “از بهترین کتابهای زندگی من…” توسط مهمانان هایی با دانش و زمینه های فکری متنوع

توجهاتی درباره کارکرد و آداب سخنرانی:

۱٫ سخنرانی یا خطابه کلامی است که هدف ان برانگیزاندن مخاطب و تهییج قوای او برای ترغیب به عمل یا اندیشه ای است.

۲٫ بر همین اساس سخنران باید به مهارت شیوا و شیرین گویی(بلاغت) و رمز و راز مخاطب شناسی و آراسته زبانی مسلط باشد.

۳٫نسبت دانشمند بودن و سخنران بودن عموم و خصوص من وجه است. یعنی تنها برخی دانشمندان سخنرانان خوبی هستند و ایضا برعکس.

۴٫با اینهمه تنها قالب انتقال مفاهیم، به پیر، به پیغمبر، سخنرانی نیست!

دو: سخنرانی بر اساس موضوع ثابت: مثلا، “کتابهایی که دنیا را تغییر دادند؟”

توجه: این ایده بر گرفته از کتابی خواندنی، به همین نام است. “کتاب هایی که دنیا را تغییر دادند”، به قلم: رابرت بینگهام رابنز، ترجمه: سیروس پرهام، انتشارات علمی فرهنگی. این کتاب دو بخش دارد، بخش اول مربوط به کتابهایی در حوزه علوم طبیعی است. و بخش دوم علوم انسانی. در بخش اول از کتاب اصولِ اقلیدس، درباره سماواتِ نیکولاس کپرنیک، اصولِ نیوتن و … و در بخش دوم، از کتاب های سرمایه ی مارکس و … نام برده شده است.

سه: کتابخوانی دسته جمعی!

توضیح: یک کتابی را که وابستگی فصول آن به هم زیاد نیست، به چند قسمت مساوی/ یا نامساوی تقسیم کنید(!)، هر فردی باید در مدت تقریبا نیم ساعت تا چهل و پنچ دقیقه قسمت مزبور به خود را بخواند و آنگاه در میان جمع رفیقان بر آفتاب نماید که چه گرفته است و در کتاب، پاسخ کدام پرسش خود را یافته است؟

توجه: این ایده را با روشهای  مختلف، می توان به یک مسابقه شاداب  تبدیل شود.

چهار: کتابخوانی دسته جمعی (شکل دوم)

همان اتفاق دلخراش بر سر کتاب  می افتد(!)، منتها اینبار هر دانش آموزی موظف است در دیدار آتی، بخش انتخابی خود را کنفرانس(ارایه)  دهد. و ادر این حالت نیز، امکان برگزاری مسابقه سخنوری با داوری هیئت بی انصاف دانش اموزان وجود دارد!

هیئت بی انصاف دانش اموزان: هیئتی متشکل از سختگیرترین و بی انصاف ترین داوران در بررسی سخنرانی های برتر است!

پنج: بلوتوث کن کتابو !

در این ایده هر کسی روی موبایلش خلاصه یک کتاب، یا بخشی از متن گزینشی یک کتاب را در ۵ دقیقه ثبت و ضبط می کند، یعنی با صدای خودش می خواند و در دیدار مشترک دوستان برای دیگر دوستانش ارسال می کند. در ابتدای جلسه به مدت ۲۰ دقیقه مراسم شیرین بلوتوث پرانی به اجرا در می آید.

شش: ارایه کتاب در حوزه استحفاظی!

در جمع دوستان هر کس مسئول یک حوزه ی دانش می شود: ادبیات، فلسفه، رمان، تاریخ، …. به صورت گردشی هر کس در حوزه مسئولیت خود کتابی را معرفی می کند. می توان تابلوی اعلانات(علنی سازی) ای را به این امر اختصاص داد. آنجا هرکس از حوزه استحفظی خود با چنگ و دندان مراقبت می کند! و در دفاع از کیان دانش دلیری می ورزد!

هفت: کتابهای هدیه یک مدل نباشد! 

بجای اینکه به همه شرکت کنندگان در یک مسابقه یک کتاب  هدیه بدهید،(غالبا کتابی که در انبار مانده است!)آنها را در انتخاب میان چند کتاب مخیر گردانید، تا کتاب ها به صورت چرخشی بین بچه ها بگردد و مرور شود. همچنین کودکان این سرزمین پس از انتخاب پدر و مادر و سرزمین خود، انتخاب دیگری نیز داشته باشند!

هشت: مسابقه بیشترین ها

  • بیشترین کتاب ها را در طول تاریخ تمدن اسلامی و غربی چه کسی نوشته است؟
  • تا امروز بیشترین خواننده را کدام نویسنده ایرانی داشته است؟
  • به جز کتاب های مقدس، چه کتابی تا به حال (در طول تاریخ) بیشتر از بقیه کتابها خوانده شده است؟
  • ….

نهم: اردو به جزیره تنهایی!

هر کس می تواند سه کتاب مورد علاقه خود را برای یک قرنطینه چند روزه به اردوی مطالعه و مباحثه کتاب بیاورد. اردویی که همه در آن یا بیدارند و کتاب می خوانند، یا روی کتاب می خوابند! و حالت سومی هم وجود ندارد!

دهم: مراسم کتاب سوزی!

اکر در یک شب زمستانی در بیابانی سرد، سفیر مرگ را جلوی چشمان خود ببینید، به ترتیب اولویت، کدام یک از کتاب های خود را جهت ایجاد گرما می سوزانید؟!

در این پرسش نشانه هایی است برای انها که تدبر می کنند!…

یازدهم: مراسم خمیرسازی کتاب

خاطره: بنده یکبار قصد داشتم در یک کارگروه دانشجویی که برای ترغیب گام به گام و آهسته و لطیف دانشجویان به مطالعه کتابهای استاد مطهری تشکیل شده بود شرکت کنم، و آنها را به مطالعه این آثار بشورانم!

بر این اساس قصد نمودم کتابهای استاد را در حالت سخیفی در یک زنبیل بریزم و  در خلال گفتگو بر روی آنها آب بریزم و بدهم تا می خورند آن را بکوبند!!

کنایه از اینکه: حضرات بلندپایه! برای خواندن ده بیست کتاب، اینقدر سلام و صلوات نیاز نیست! یک جو تشنگی بود، حضرت دریا، کت بسته خدمت شما اینجا بود! بروید فکر کنید چرا یک نفر اینقدر انگیزه کار داشته و ما اینقدر انگیزه نداریم که کارهای او را ورق بزنیم!

دوازده: طرح کندوی کتاب

شرح تفصیلی این ایده اینجا آمده است. این طرح روشهایی را برای انجام مطالعات موضوعی و منسجم با روشی دقیق در تهیه گزارش و روایت کتاب ارائه کرده است. و برای کارهای مطالعاتی دراز مدت در موسّسات فرهنگی و پرورشی مفید خواهد بود. تولیداتی هم می توان بر اساس آن داشت.

فعلا، در پناه خدا

 

منبع : پیشانی.آی آر